دیدمت چشم تو جا در چشمهای من گرفت
آتشی یک لحظه آمد در دلم دامن گرفت
آنقَدَر بیاختیار این اتفاق افتاده که
این گناه تازهی من را خدا گردن گرفت
در دلم چیزی فرو میریزد آیا عشق نیست؟
اینکه در اندام من امروز باریدن گرفت
من که هستم؟ او که نامش را نمیدانست و بعد
رفت زیر سایهی یک زن و نام «مرد» گرفت
روزهای تیره و تاری که با خود داشتم
با تو اکنون معنی آیندهای روشن گرفت
زندهام تا در تنم هرم نفسهای تو هست
مرگ میداند: فقط باید ترا از من گرفت
http://www.shereno.com//./export.php?op=poemjava&id=6270">>
ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است
ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است

http://www.shereno.com//./export.php?op=poemjava&id=6268">>
+
نوشته شده در 21:27 توسط محمدرضارستمی
|

دورها، آن طرف شهر که جای من و توست
کوچه باغیست، پُر از عطر صدای من و توست
«کوچه باغیست که از خواب خدا سبزتر است
پای هر سایهی بیدش، ردّ پای من و توست»
در فضا، زمزمهی پاک نیایش جاریست
کوچه هر شام و سحر، غرق دعای من و توست
آن طرفها، قفس و میله ندارد معنا،
آسمان زیر پَر و بالِ رهای من و توست
روز و شب سجده میآریم به درگاه نیاز
حضرت عشق در آن کعبه، خدای من و توست
عاقبت هرچه به جز عشق و غزل میمیرد
آنچه میماند بر جای، صدای من و توست

تقدیم به کسی که فکر می کند دیگر دوستش ندارم
آرام اگه ازم دل برید اشکالی نداره ولی هیشه تو بهترینم بودی وخواهی ماند
+
نوشته شده در 21:55 توسط محمدرضارستمی
|
این شعرها دیگر برای هیچکس نیست
نه! در دلم انگار جای هیچکس نیست
آنقدر تنهایم که حتی دردهایم
دیگر شبیه دردهای هیچکس نیست
حتی نفسهای مرا از من گرفتند
من مردهام در من هوای هیچکس نیست
دنیای مرموزیست ما باید بدانیم
که هیچکس اینجا برای هیچکس نیست
باید خدا هم با خودش روراست باشد
وقتی که میداند خدای هیچکس نیست
من میروم هرچند میدانم که دیگر
پشت سرم حتی دعای هیچکس نیست
http://www.shereno.com//./export.php?op=poemjava&id=6270">>
ای شمع آهسته بسوز که شب دراز است
ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است

http://www.shereno.com//./export.php?op=poemjava&id=6268">>