تبليغاتX
اعتراف

اعتراف

 

دیدمت چشم تو جا در چشم‌های من گرفت
آتشی یک لحظه آمد در دلم دامن گرفت
آن‌قَدَر بی‌اختیار این اتفاق افتاده که
این گناه تازه‌ی من را خدا گردن گرفت
در دلم چیزی فرو می‌ریزد آیا عشق نیست؟
این‌که در اندام من امروز باریدن گرفت
من که هستم؟ او که نامش را نمی‌دانست و بعد
رفت زیر سایه‌ی یک زن و نام «مرد» گرفت
روزهای تیره و تاری که با خود داشتم
با تو اکنون معنی آینده‌ای روشن گرفت

زنده‌ام تا در تنم هرم نفس‌های تو هست
مرگ می‌داند: فقط باید ترا از من گرفت

 

 Your Image Thumbnail

+ نوشته شده در 21:27 توسط محمدرضارستمی |


دورها، آن طرف شهر که جای من و توست
کوچه باغی‌ست، پُر از عطر صدای من و توست
«کوچه باغی‌ست که از خواب خدا سبزتر است
پای هر سایه‌ی بیدش، ردّ پای من و توست»
در فضا، زمزمه‌ی پاک نیایش جاری‌ست
کوچه هر شام و سحر، غرق دعای من و توست
آن طرف‌ها، قفس و میله ندارد معنا،
آسمان زیر پَر و بالِ رهای من و توست
روز و شب سجده می‌آریم به درگاه نیاز
حضرت عشق در آن کعبه، خدای من و توست
عاقبت هرچه به جز عشق و غزل می‌میرد
آن‌چه می‌ماند بر جای، صدای من و توست

تقدیم به کسی که فکر می کند دیگر دوستش ندارم

آرام اگه ازم دل برید اشکالی نداره ولی هیشه تو بهترینم بودی وخواهی ماند

                                                                 

+ نوشته شده در 21:55 توسط محمدرضارستمی |


 

این شعرها دیگر برای هیچ‌کس نیست
نه! در دلم انگار جای هیچ‌کس نیست
آن‌قدر تنهایم که حتی دردهایم
دیگر شبیه دردهای هیچ‌کس نیست
حتی نفس‌های مرا از من گرفتند
من مرده‌ام در من هوای هیچ‌کس نیست
دنیای مرموزی‌ست ما باید بدانیم
که هیچ‌کس این‌جا برای هیچ‌کس نیست
باید خدا هم با خودش روراست باشد
وقتی که می‌داند خدای هیچ‌کس نیست
من می‌روم هرچند می‌دانم که دیگر
پشت سرم حتی دعای هیچ‌کس نیست

 

Your Image Thumbnail

این شعر رو وقتی به داستان زندگی یکی از دوستام فکر می کردم تواین پست گذاشتم 

+ نوشته شده در 0:24 توسط محمدرضارستمی |


 تا می‌کشم خطوطِ تو را پاک می‌شوی
داری کمی فراتر از ادراک می‌شوی
هرلحظه از نگاهِ دلم می‌چکی ولی
با دستمالِ کاغذی‌ام پاک می‌شوم
این عابران که می‌گذرند از خیال من
مشکوک نیستند تو شکاک می‌شوی
تو زنده‌ای هنوز برایم گمان نکن
در گورِ خاطرات خوشم خاک می‌شوی
باید به شهرِ عشق تو با احتیاط رفت
وقتی که عاشقی چه خطرناک می‌شوی!
 

+ نوشته شده در 14:21 توسط محمدرضارستمی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

باز آهنگ فراسو كرده ام
باز بيعت با پرستوكرده ام
غربتم را مي شكنيد اي سايه ها
من به درد بي كسي خوكرده ام
دست نيرنگ وفريب عشق را
پيش چشمان همه رو كرده ام
با خيال اينكه مي آيي زراه
كلبه ام را آب وجارو كرده ام


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

@ساحل خاموش آرزووو@
برو
زفان عزیزم
شعر ها و دست نوشته های خود را در این سایت به ثبت برسانید
من ودل(منا)
رنگین کمان عشق
سنا(برای جوانان می نویسد)
کلبه مهتا
جزیره...عسل
پا تو بردار از رو قلبم(لیلا)
مستانه
الی کاک (شاعری جوان با فکری بزرگ)
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

87/04/01 - 87/04/31

87/03/01 - 87/03/31
86/11/01 - 86/11/30
86/09/01 - 86/09/30
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/10/01 - 85/10/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31



پیوندها

آهنگهای با حال
خواهر گلم آرام جون
شاهین( زوج ناشناس)
اینو حتماَ برین
عشق در تاریکی(خشایار)
نوای دل
وبلاگ شیلا خانم
مارال خانم گل
مولی عزیزم
Xenal A4 France


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS