تبليغاتX
اعتراف

اعتراف

 

غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود
در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود
می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط‌کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود
تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی حس کنی؟
حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می‌شود
تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر می‌شود
باز می‌پرسی: چه‌طور این‌گونه شاعر شد دلت؟
تو دلت را جای من بگذار شاعر می‌شود
گرچه می‌دانم نمی‌دانی چه دارم می‌کشم
از تو می‌گوید دلم هر بار شاعر می‌شود

 

یه خواهش ازتون دارم به وبلاگ تازه تاسیس خشایار و شاهین یه سر بزنید:

www.shahrekhali.blogfa.com


+ نوشته شده در 0:4 توسط محمدرضارستمی |


به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها را
که تسکین می‌دهد چشمت غم جانسوز تب‌ها را
بخوان! با لهجه‌ات حسی عجیب و مشترک دارم
فضا را یک‌نفس پر کن به هم نگذار لب‌ها را
به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم!
تو واجب را به جا آور رها کن مستحب‌ها را
دلیلِ دل‌خوشی‌هایم! چه بُغرنج است دنیایم!
چرا باید چنین باشد؟... نمی‌فهمم سبب‌ها را
بیا این‌بار شعرم را به آداب تو می‌گویم
که دارم یاد می‌گیرم زبان با ادب‌ها را
غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر
برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب‌ها را

+ نوشته شده در 21:33 توسط محمدرضارستمی |


 

چه دردي است در ميان جمع بودن
ولي درگوشه اي تنها نشستن
براي ديگران چون کوه بودن
ولي در چشم خود آرام شکستن
براي هر لبي شعري سرودن
ولي لبهاي خود همواره بستن
چه دردي است در ميان جمع بودن
ولي درگوشه اي تنها نشستن

به رسم دوستي دستي فشردن
ولي با هر سخن قلبي شکستن
به نزد عاشقان چون سنگ خاموش
ولي در بطن خود غوغا نشستن
به غربت دوستان بر خاک سپردن
ولي در دل اميد به خانه بستن
به من هر دم نواي دل زند بانگ
چه خوش باشد از اين غمخانه رستن


 

+ نوشته شده در 21:47 توسط محمدرضارستمی |


 

یک عمر فقط فاصله سازی کردند

خــط هــای عمود را موازی کردنـد

از روی سیــاه جـــــــاده ها فهـمیدم

با زندگــی مــن و تــو بــــــازی کـــــــــردند

ای ثــــــــــانیه ها مرا تب آلود کنید

سرتاسر خانـــه را پــــر از عود کنید

چشمان حسود کور، عاشق شده ام

اسـفند بــرای دل مـــن دود کــنید

Your Image Thumbnail

+ نوشته شده در 12:23 توسط محمدرضارستمی |


 

بازهم قلبی به پایم افتاد

باز هم چشمی به رویم خیره شد

بازهم در گیرو دار یک نبرد

عشق من بر قلب سردی چیره شد

بازهم از چشمه ی لب های من

تشنه یی سیراب شد ، سیراب شد

بازهم در بستر آغوش من

روهروی در خواب شد ،در خواب شد

بر دو چشمش دیده می دوزم به ناز

خود نمی دانم چه می جویم در او

عاشقی می خواهم که زود

بگذرد از جان ومال وآبرو

اوشراب بوسه می خواهد زمن

من چه گویم قلب پر امید را

اوبه فکر لذت و غافل که من

طالبم آن لذت جاوید را

من صفای عشق می خواهم از او

تا فدا سازم وجود خویش را

اوتنی می خواهد از من آتشین

تا بسوزاند در او تشویش را

او به من می گوید ای آغوش گرم

مست نازم کن ، که من دیوانه ام

من به می گویم ای نا آشنا

بگذر از من ، من ترا بیگانه ام

آه از این دل ،آه از این جام امید

عاقبت بشکست و کس رازش نخواند

چنگ شد در دست هر بیگانه ای

ای دریغا، کس به آوازش نخواند

 

+ نوشته شده در 15:9 توسط محمدرضارستمی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

باز آهنگ فراسو كرده ام
باز بيعت با پرستوكرده ام
غربتم را مي شكنيد اي سايه ها
من به درد بي كسي خوكرده ام
دست نيرنگ وفريب عشق را
پيش چشمان همه رو كرده ام
با خيال اينكه مي آيي زراه
كلبه ام را آب وجارو كرده ام


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

@ساحل خاموش آرزووو@
برو
زفان عزیزم
شعر ها و دست نوشته های خود را در این سایت به ثبت برسانید
من ودل(منا)
رنگین کمان عشق
سنا(برای جوانان می نویسد)
کلبه مهتا
جزیره...عسل
پا تو بردار از رو قلبم(لیلا)
مستانه
الی کاک (شاعری جوان با فکری بزرگ)
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

87/04/01 - 87/04/31

87/03/01 - 87/03/31
86/11/01 - 86/11/30
86/09/01 - 86/09/30
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/10/01 - 85/10/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31



پیوندها

آهنگهای با حال
خواهر گلم آرام جون
شاهین( زوج ناشناس)
اینو حتماَ برین
عشق در تاریکی(خشایار)
نوای دل
وبلاگ شیلا خانم
مارال خانم گل
مولی عزیزم
Xenal A4 France


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS